تبلیغات
همه چیز اینجا پیدا میشه
Home | Contacts | E-mail | RSS | ATOM
نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد 1386
| عمومی ,

فردی در حال اره کردن تنه قطور یک درخت بود. اره را مرتب به عقب و جلو میبرد. اما پس از تقریبا یک روز کار می بیند که هنوز نصف آنرا اره کرده است. در همین حال چشمش به مردی می افتد که با او شروع به کار کرده بود اما چیزی نمانده درخت را بیندازد. چشمانش از تعجب گرد میشود و می پرسد:« چطور کار کردی؟ تو داری تمامش می کنی در حالی که تمام وقت هم اینجا نبودی و چند بار در میان کار آنرا رها کردی و به استراحت پرداختی. چه شد؟» مرد لبخند می زند و پاسخ میدهد:« تو دیدی که من هر از گاهی کار را رها کردم اما ندیدی هر بار که برای استراحت می رفتم اره ام را تیز می کردم.»


نوشته شده توسط مروارید

 لینك مطلب   نظرات